یکی بود .. اون یکی ..
سفید برفی خوابیده بود.. وخواب میدید که شاهزاده میاد و اونو میبوسه واز خواب بیدار میکنه..و اینقدر این رویا زیبا بود که دیگه هیچ وقت از خواب بیدار نشد...
پ.ن 1: سحر کرشمه چشمت به خواب میدیدم ،زهی مراتب خوابی که به ز بیداریست
پ.ن 2:نامرد ، حافظم سفید برفی رو میشناخت..