Your browser doesn't support EMBED, but you can still listen to the background sound of this page by<A href="http://enno.blogspot.com/bgsound.mid"> clicking here.</A>

اين وبلاگ گاز مي گيرد

Saturday, December 31, 2005

بر سر دوراهی

لذتی در انتقام هست که توی عفو نيست..( امام علی)
پ.ن: هرگونه دروغ بستن نسبت به خدا و اوليای خدا چه به صورت کلام و چه اشاره حرام است.من از خودم کار حرام در کردم.. تکلیف من چیست آیا؟

|

Thursday, December 29, 2005

تعویض روغن

پنچر شده ام..جای نشتی ام میسوزد..کسی يک ستيغ زاپاس توی جيب سمت چپ کتش ندارد؟
پ.ن:رفتيم تو خط مينيمال...

|

Tuesday, December 27, 2005

سيلاکس

من دچار يبوست حاد مغزي شده ام...و نميتونم چيزي بنويسم...
پ.ن: براي آدم پورچونه اي مثل من اين بيماري از اچ .آي. وي هم بدتره...
پ.ن: اين روزها مثل پسته در بسته اي ميمانم که تا نزنيد توي سرم دهنم را نميکنم... به خداي احد و واحد و محمد و غلام و اصغر و تقي و جواد و ..هر کي محکم بزنه دمارشو در ميارم...

|

Friday, December 23, 2005

جهنمياش صلوات

مکان : کافه شبهای اسفل السافلين
اپيزود اول : نشسته ام روی آهن داغ..سرم را تکيه داده ام به مار غاشيه پشت سريم و دارم چايی سرب داغ ميخورم، هراز گاهی يکی با پتک ميزند توی سرم ،آينه ام را در می آورم، لامصب اين رژ لب خون موش مرده چقدر بهم می آيد، جای آهن داغ روی گونه ام مرا بدجوری خواستنی کرده ،عطسه ام ميگيرد ،همراه عطسه تعداد زيادی سوسک و عقرب همراه مايع سبزی از بينی عمل کرده ام ميزند بيرون.
اپيزود دوم : حوت ما از دور برايم دست تکان ميدهد و می آيد به سمتم ، ميخنددواز بدی هيترهای طبقه سوم مينالد ، چاييش را ميخورد و ميگويد اينجا پر از سوژه است ، از گوش چپش يک مارمولک ميزند بيرون ، ميپرد توی چايی من ، ميخندم و ميگويم نوووش، تا آخرش را با ولع مينوشم.
اپيزود سوم : نرگس دارد مخ مردم را برای روزنه های ورود به بهشت ميزند، شاخ های روی سرش را دوست دارم،کمی آنورتر صادق را با زير شلواری گورخريش ميبينم که زار زار گريه ميکند و ميگويد حقش را خورده اند و او جايش اينجا نيست و جر ميزند .رضا توی توهم اينکه آتيش سيگارش هيچوقت خاموش نميشود غرق شده است.
اپيزود چهارم: ببين کی اينجاست ، آقايون يرقان نويس طبق معمول دارند مخ يک ماده کروکوديل را ميزند و از زيبايی وصف ناپذيرش حرف ميزند ، از دهانشان آتش ميزند بيرون.آرين را توی ارتفاع ۲ نگه داشتند وموهايش را از ته زده اند، صدای فريادش اعصابم را به هم ميزند.سيامک مشغول چاپ کتاب * چگونه زخم ناشی از سرب مذاب را روی لثه مان مداوا کنيم * است.
اپيزود پنجم :توی استخر آهن مذاب ميثم را ميبينم که عصاره قورباغه هلنديش را مينوشد ، اريکسونش زنگ ميزند صدايش را ميشنوم که خالی ميندد که توی جزاير قناری است.بوی ماهی های مرده استخرهای اين منطقه به جيگرم حال ميدهد.دارد کم کم ديرم ميشود ساعت ۳۱ نوبت آرايشگاه دارم ، ميخواهم تخم انگل و شپش های توی سرم را بسوزانم.
اپيزود ششم : گاهی پيش خودم فکر ميکنم بقيه دوستان وبلاگيم بدون هيجان چگونه توی بهشت زندگی ميکنند. که ناگهان ندا می آيد که خالی بندها برای کندن ناخن های دست و پايشان به طبقه هشتم مراجعه کنند، من و بوش و صدام و خاتمی دوان دوان ميدويم که از غافله عقب نمانيم...

|

Sunday, December 18, 2005

....

نقطه سر خط..
ميخواهم جدی بنويسم.. تمرکز ندارم.. واژه ها از توی ذهنم سر ميخورند ميروند به نا کجااباد دلم و قاطی ساير چيزهای دور ريختنی دفع ميشود.. ولوم ميدهم به صدای رضا صادقی.. تکيه ميدهم به صندلی ..و تا آخرين نقطه فشارش ميدهم تا خم شود.. دستهای سردم را پشت سرم جمع ميکنم..زل ميزنم به سقف.. و سعی ميکنم جدی نگاه کنم..و تکرار ميکنم در زندگی آدم دردهايی است.. حالم به هم ميخورد از تکرارش توی مغزم.. خون به مغزم نميرسد.. کمرم درد ميگيرد.. بر ميگردم.. پاها را ميکشم بالا توی سينه بغلشان ميکنم.. و صورتم را ميگذارم روی زانوهايم..من تا سرم به سنگ نخورد معنای سنگ را نميفهمم .. به گمانم مال فروغ بود اين يکی..نوک انگشت پايم گز گز ميکند.. خواب رفته اند..چشم هایم گرم میشود.. دارد خوابم ميبرد.. يک رويای نيمه تمام..خودم هستم و خودم.. سايه ام را ميبينم که مثل هميشه دنبالم نيست.. باد می آمد به گمانم..موهايم روی شانه هايم پريشان بود.. ميخنديدم..نه ! شايد ادای خنديدن را در می اوردم.. نمیدانم شايد گريه ميکردم.. ميدويدم.. مثل هميشه.... باز هم نيمه کاره میپرم.. زل ميزنم به گوشی ! اس ام اس دارم.. کسی زنگ زده و من نفهميده ام.. اين حس را دوست دارم که برای یک جوک تکراری بی سروته بخندم و فورواردش کنم...
نقطه ته خط..
حس جدی بودن نيست.. پا ميشوم.. توی آينه چشمک ميزنم به دخترک بيريخت رنگ پريده مسخره هميشه خندان..جوراب صورتيم را پايم ميکنم.. دست ميکنم توی موهای نیمه چربم..پليور قرمزم را میپوشم.. و هوس ميکنم يک چيزی بنويسم..نقطه ها رو دوست دارم..ته خط و سر خط ندارد.. اما من ته خط را بيشتر دوست دارم....ته ته خط را..........

|

Friday, December 16, 2005

گ مثل غيرت

غ
ی
ر
ت
:::
يک چيزی هست توی ذات مردها که اسمش را ميگذاريم غيرت.. يک جورايی نشانه مردانگی و شخصيت و تعهد و علاقه مندی و آقايی و سروری و بزرگی و خوبی و گلی و ماهی و جيگری و عشقی و نفسی و آخرشی است.. اصلا هر مرد ناموس پرستی چنين حسی را نسبت به خواهرو مادرو همسرش داراست..
حالا همين چيز با همان ماهيت توی وجود خانوم هاست و اسمش را گذاشته اند حسادت..يک جورايی نشانه حماقت و خريت و بچه گی و بی شخصيتی و لوس بازی و روانی بودن و حساس بودن و گاگول بودن و شومپت بودن و کره خر بودن است..اصلا هر زنی که چنين ويژگی را داشته باشد به ناموسش توهين کرده است...
و من هر گز نفهميدم فلسفه اش چيست..
پ.ن: دو هفته فاصله گرفتن از دنيای بلاگر ها ماشالله هزار ماشالله منو يه پا فلسفی کرده..

|

Sunday, December 04, 2005

رياضيدانان به بهشت ميروند

يکی بيايد علف خستگيم را بچرد.. دعوا نگيريد آنقدر خسته هستم که به همه تان برسد.. به صف بايستيد..
اين روزهها به حدی درگير درس و ميان ترم و پروژه ام هستم که کاملا در شرايط بحرانی به سر ميبرم.. البته از لحاظ سطح فهم دروس و قيافه .. خلاصه اينکه اگر سر نميزنم تا هفته ديگر و چيزی آپ نميکنم..ببيخشيد..( حالا انگار چه تحفه ای هستم)قيافه ام به قهقرا ميرود.. يک چال بزرگ به اندازه جای مشت يک بوکسور وزن +۱۳۰ زير چشم هايم ايجاد شده.. متخصصان زيبايی پوست هم برای يافتن يک نمونه نادر پوست اعم از جوش و لک ميتوانند به من مراجعه کنند.. خلاصه اينکه ۴شنبه دفاع دارم.. و تا چهارشنبه ديگر که آخرين ميان ترم را ميدهم اميدوارم زنده باشيد و اپ مجدد من را ببينيد..
راستی ممنون از دوستان خوبی که به من ميل زدند و گفتند پستهای چیپی در حد پست قبل در شخصيت من نميباشد.. ممنون .. همين.. امیدوارم در این یک هفته از لحاظ شخصیتی هم پیشرفت داشته باشم..( یعنی میخواستم بگم من عند ظرفیتم و اینا)
اين هم به خاطر غلط املاييم:آروغ..آروغ..آروغ..آروغ..آروغ..آروغ..
ديگه جان شما و جان اين دنيای بلاگستان.. دلم برای روی ماه نشسته تان تنگ ميشود.. همين ..
به اميد ديدار.. راستی بعد از نماز نافله شبتان اسم من فراموش نشود...
نفله همه تان: ستيغ
پ.ن: دل من راضی نبود به اين جدايی نازنين.. عزيزم منو ببخش اگه يه وقت ازردمت..صدای گریه تونو ببرین بالا.. شونه هاتونم بلرزونین لطفا..
پ.ن: نمره بيست کلاسو من ميخوام.. بهترين هوشو حواسو من ميخوام.. من فقط نمره ميخوام.. نمره ميخوام.. ............

|

Friday, December 02, 2005

فرهنگنامه ستیغ خانوم و شرکا

مقدمه: در راستای حفظ ارزشهای بنیادی خانواده و حفظ تیکه هایی که کودکان ما به یکدیگر می اندازند ..بر آن شدم که فرهنگ لغت متلک های کودکانه را تالیف نمایم.. با تشکر از دوست خوبم شراره 22 ساله از رشت و برادرزاده ام امیرحسین 9ساله از رشت...
تقدیم به تمامی کوکانی که پدر و مادرشان از دستشان یک لحظه آرامش ندارند..
بنام خالق شرو شیطنت!
- سلام علیکم تو خرسی تو که میدونی پس چرا دیگه میپرسی .. یه سوال دارم لابد تو هم عسل میخوای؟
- دوچرخه ..سبیل بابات میچرخه؟
-چاقو..برو بچه دماغو..
- متکا .. بخور از این کتکها..
-دمپایی.. برو بغل زندایی..
-پنکه ..شورت بابت تنگه..
- فرانسه ..نصف کونت آدامسه..
-پیرمرده.. پشت پرده.. پی پی کرده..پاک نکرده..بردنش کلانتری..گفتن چند سال داری..گفت سال ندارم.. اسهال دارم..
- بادبزن ..برو تو کوچه داد بزن..یه بستنی گاز بزن..در کون عباس بزن..اگر میخوای لاس بزن..
- نه بابا.. زن بابا.. به جون علی بابا..
- راست میگی ؟..کاسه تو بده ماست بگیر..پول بده کالباس بگیر..از زن عباس بگیر..
-برو گمشو..برو تاکسی سوار شو..اگه تاکسی گرونه ..اتوبوس یه قرونه..
- دخترا شیرن..مثل شمیشیرن..پسرا پنیرن..دست بزنی ..میمیرن..
آب دریا خنکه.. صدام یزید بادکنکه..دست بزنی میترکه..
- چقدر لوسی..بچه چالوسی.. ان خروسی..همش داری میگوزی..
- پشت پرده ..ان پیرمرده..
- آب دریا شوره.. استقلال بی شعوره..
-لوس.. حسن عمو رو ببوس..
- مگه من رشتیم ؟ .. تاکسی برگشتیم؟!..خیلی هم مشتیم؟!
-انینه..گربه سرت برینه..
- فضولو بردن لندن.. چوب تو کونش کردن..
- فضولو بردن زیر زمین پله نداشت خورد زمین..
- فضولو بردن طویله.. یونجه بدن نمیره..
- چرا؟.. محض ارااا..
- آره آره.. آجر پاره..
- ( ورژن رشتی ) فضولی..اسب جولی.. لنتی بجووسته خوری..اسب کون ماچی دیهی؟آها آها..آها آها...
.....
پ.ن: کپی رایت از اصلاحات فوق بدون ذکر کمپانی ستیغ جون خوشگله شمال ممنوع میباشد.
پ.ن: بچه تون تو جمع آرق میزنه؟ صداهای ناجور از شکمش در میاره؟مثل اسب شیهه میکشه؟ دیگر نگران نباشید.. کافیست با کمپانی ما تماس بگیرید.. صد در صد تضمینی...



|