Your browser doesn't support EMBED, but you can still listen to the background sound of this page by<A href="http://enno.blogspot.com/bgsound.mid"> clicking here.</A>

اين وبلاگ گاز مي گيرد

Saturday, September 15, 2007

کودک درون من

یکی از ترس هائی که من از دوران بچه گی به همراه دارم اینه که بعد مرگم همون موقع که تازه گذاشتنم توقبر و خاک میریزن و محـــو میشم آروم آروم به هوش بـــــیام و زیر خاک جــــون بدم.نمیدونم این فکر مزخرف از چند سالگی و تحت چه داستان احمقانه کودکانه ای توی همون سالها شکل گرفته اما همیشه توفکرمه.گاهی وقتی وسط دونفر توتاکسی میشینم اون حس خفگی و فشار قبر میاد به سراغم و ضربان قلبم میره بالا و تمام بدنم خیس عرق میشه و دوس دارم پیاده شم.وقتی فکر میکنم نمیدونم از مرگ میترسم یا نه.گاهی که از دید خودم به یه مشکل بزرگ(البته بعدا" که فکر میکنم اصلن هم بزرگ نیس) بر میخورم با اطمینان میگم که هیچ ترسی از مرگ ندارم و اگه همون لحظه بیاد سراغم هیچ آرزوئی ندارم.اماواقعیت اینه که هنوز اونقدرا که بایدوشاید نمیدونم مرگ یعنی چی.اما اون خفگی زیر قبر، حرکت دستام تو پارچه ، ناتوانی واسه تکون دادنشون ، حرکت سرم به چپ و راست و یه تلاش بی سرانجام و ذره ذره واسه جون دادن رو دقیقا" میدونم یعنی چی.این کابوس رو هزار بار ازکودکی دیدم و دارم یدک میکشم و نمیدونم کی تموم میشه!!

|