Your browser doesn't support EMBED, but you can still listen to the background sound of this page by<A href="http://enno.blogspot.com/bgsound.mid"> clicking here.</A>

اين وبلاگ گاز مي گيرد

Monday, February 26, 2007

دایره المعارف

استاد مرتضی مطهری در کتاب (زن ،فرشته ای که باید از نوشناخت) در صفحه ۲۳ سطر ۵ میگوید:وقتی میبینید زنی مدام لگد میزند باید بدانید و آگاه باشید که این از نشانه های علاقه ،دلتنگی است.دایره المعارف زن اینگونه است که میمیرد دهانش را باز کند و چیزی را که در ذهنش است را بگوید.بعد از آنکه زیر لگدها و واژه ها له شدید و دهانتان را بازکردید و گفتید:قشنگم،عسلم..(واژه های تخصصی برای خرکردن توسط جنس نر انتخاب میشود) چته که چندروزیه داری پدر صاب بچه مارا در می آوری؟ در جواب میشنوی که:دلم تنگ شده.چطور تو متوجه نمیشی!
پ.ن: این وبلاگ آموزشی ،فرهنگی ،عشقی،عاطفی است.

|

Sunday, February 25, 2007

سوارقطارکه شدی
فرض کن
یک نفر
دست روی شانه ات می گذارد
عشق است
که بی هوا وارد می شود
و تورا که نمی دانی
چگونه وقت تلف کنی
در آغوش می کشد
چشم که ب ا ز می کنی
در ایستگاه مقصدی. محمد توکلی کوشا
پ.ن:جاست و بازم اونلی جاست یو را لاو است.

|

Thursday, February 22, 2007

+:میبینم که معتاد شدی.چی میکشی؟
-: کریستال تزریقی.
+: ضایع دروغگو
پ.ن: من خیلی باحالم.هرکی نخنده.(به طرز ضایعی باحالی خونم کم شده.منو دریابین)

|

Monday, February 05, 2007

cut

آرايه موجود درشعر زير رابيابيد:
با نوای بلبلی
ميروم خانه قلی
ميخورم استامبولی
استامبولی شوره
ننه قلی کوره
نکته:آدم درست و حسابی غلط ميکند ميرود خانه قلی درحالی که مادرش کور است و امکان هر فعل حرامی وجود دارد.
نکته کاملن شخصی: متحول میشویم.

|

Friday, February 02, 2007

الف:اخرج شدم.نه موضوع این است که خودم امدم بیرون.یعنی صبح که شد نرفتم شرکت.بالشم را بغل کردم و نرفتم و قید همه چیز را زدم.مثل همیشه یکباری و آنی زدم به سیم آخر و آنقدر سیم آخر شل شده بود که پاره شد و رفت توی چشم همه!
ی:یک جایی هست توی قلبم که مثل چاله میماند .آدم هاکه می آیند تویش گیر میکنند نه خودشان پای رفتن دارند نه من حوصله دارم درشان بیاورم.من اسمش را گذاشته ام مازوخیسم.نه شایدهم یک نوع خودازاری باشد هرچه که هست .میترسم یکی زیر دست و پا خفه شود و کار دستم دهد.سر درش میچسبانم ظرفیت تکمیل است.سوال نفرمایید!
ن:نمیدانم اسم بیماریم چیست من احساس خوشبختی میکنم.چیز غریبیست.اینکه بیکار باشی و بخوابی و بگردی و کتاب بخوانی و مهمانی بروی!
ش:شوهر نمیکنم.به واژه شوهر کردن آلرژی دارم به گوربابام بخندم دراین وبلاگ حرف شوهر را بزنم که مردم برایم حرف در بیارن که ترشی شده ام و دنبال یک خری میگردم که بیاید مرا بگیردو سوار خرسفیدم کند و ببرتم و مرا خوشبخت کند!
خ:
ص:
س:سلاخی زار میگریست..به قناری کوچکی دل باخته بود..!
گ:گوسفنده رو داشتن میبردن سرشو ببرن پشت وانت سوارش کردن.دیدن داره گریه میکنه بهش میگن کره خر!چرا گریه میکنی میگه آخه میخواستم جلوی وانت بشینم.
الف:
س:
ت:
پ.ن:میخواستم به سبک این وبلاگهای باحال که من عاشقشان هستم این شخص سگ است را جدا بنویسم و بعد جلوی هرکدامشان یک چیز بنویسم.مرا چه به این حرفها.کم آوردم.همش چرت و پرتم می آید بعد مردم حرف در می آورند.کاتش میکنم
!

|