امروز داشتم سرانگشتی حساب میکردم که چند بار توی زندگی ۲۴ساله ام غافلگیر و یا به نوعی سورپرایز شده ام.حقیقت قضیه این است که اصولن از اینجور جینگول بازی ها لذت میبرم.اینکه وقتی منتظر کسی نیستم یکهو از اسمان بسان زورو ظاهر شود و یک دسته گل رویایی بدهد دستم و مثل این فیلم های هالیوودی باحال در حالی که بک گراندمان غروب خورشید است دستم را بگیرد و من در هر حالی که توی چشمانم اشک جمع شده مثلن بگویم عباس تو آخرشی و اوخرکیف شود. و یا برای یکبار هم شده یکی کادوهای تولدم را لو ندهد و من ۴ساعت ذوقمرگ شوم و حالش را ببرم.البته هرجور که حساب میکنم غافلگیریم برمیگردد به سالهای دانشکده که هروقت انتظارش را نداشتم استاد امتحان میگرفت و یا به خاطر پرحرفی ام باید چندهفته ای را کنفرانس میدادم و از شدت سوراپرایزی قضیه حالم گرفته میشد و بادم حسابی خالی میگردید.اما حقیقت قضیه این است سورپرایز کردن باعث اشاعه فرهنگ سورپرایزیسیون در جامعه و ایجاد اخوت و دوستی بین جهان اسلام میگرددو به نوعی کمر استکبارجهانی دقیقن از ناحیه پشت به زمین مالیده میشود. پس ضمن مهم انگاشتن این فریضه در انجام ان بکوشید.
تمرین شب:اگر دختر هستید باید بدانید که اصولن برای پسرها دو چیز مهم توی زندگی وجوددارد یکی شکمشان و یکی خوابشان.پس سورپرایز شما میتواند شامل این قضیه باشد که دیگر هیچ وقت آخر شب وقتی بنده خدا دارد چرت میزند گیر ندهید که عزیزم چرا دیگه دوسم نداری؟و اگر هم پسر هستید که هرکاری کنید قطعن اخرش یکجوری تر میزنید به شخصیت بنده خدا.همینکه یکمدت مثل یک آدم تاکید میکنم آدم برخورد کنید بزرگترین سورپرایز را به او داده اید.
Labels: خالی کردن باد استکبار جهانی