Your browser doesn't support EMBED, but you can still listen to the background sound of this page by<A href="http://enno.blogspot.com/bgsound.mid"> clicking here.</A>

اين وبلاگ گاز مي گيرد

Tuesday, May 22, 2007

آمد
دستش به دستبند بود
از پشت میله ها
عریانی دستان من ندید
اما یک لحظه در تلاطم چشمان من نگریست
چیزی نگفت
رفت
کنون اشباح از میانه ی هر راه می خزند
خورشید
در پشت پلک های من اعدام می شود (خسرو گلسرخی)
پ.ن:ادم های دوروبرتان را بی دغدغه ببوسيد.بی هراس در اغوششان بگيريد.بی مقدمه عشق بورزيد.خودتان به نيروی انتظامی مراجعه کنيد و اعتراف کنيدو دوباره خفه خون بگيريد.

|

Monday, May 21, 2007

میدونی بعضی از دوس پسرا اونقده ماهن، گلن ،فرشته ان،خوشگلن،بانمکن،تیکه ان ،باسواد وباشعور و با شخصیتن ،پولدارن ،چشم پاکو نجیبن که چشم همه توشونه!الاغ چرا فک میکنی اون خر میشه و میاد تورو میگیره راتو کج کن و برو و شماره شو بزار واسه من شاید تونستم متقاعدش کنم بیاد تورو بگیره!
پ.ن:رشتی خودتی لامصب
پ.ن:الصاق چندین عدد دونقطه ویت چندتا دی درذهن الزامی است.حتی شما دوست عزیز

|

Sunday, May 20, 2007

آن روز با تو بودم
امروز بی توام
آن روز که با تو بودم
بی تو بودم
امروز که بی توام با توام (حمید مصدق)
به بهترین جمله ای که با کلمات فوق ساخته شود چیز خاصی داده نمیشود:
چشم هایم، استامینوفن کدئین،آیس پک،ازدواج

|

Friday, May 18, 2007

دلم برای همه ادم هايی که مرا به خاطر سادگيم دوست دارند ميسوزد.مدتيست راه راه شده ام.باور کنيد.
پ.ن:افسارهايتان را پس ميدهم!

|

Sunday, May 13, 2007

تقدیم به اسی زندگیم

اسی تیغ زن تا حالا هیچکسُ با تیغ نزده!
کوچه های شهر ُ مثل ِ کف ِ دستش بلده!
اما سالی به دوازده ماه ُ تو زندونه،چاره یی نداره!
خُب! اون جا به دنیا اومده!
اسی تیغ زن همیشه دنبال ِ سایه ش دویده!
همیشه از این ور ِ میله ها دُنیا ر ُ دیده!
انگاری بخت ِ بدُ خالکوبی کردن رو تنش!
رفته بیرون، ولی باز کارش به زندون کشیده!
اسی تیغ زن همیشه می خنده اما خنده هاش،فرقی با گریه نداره!
بس که غمگینه نگاش!همیشه صد تا کبوتر تو چشاش زندونی ان،
بغض ِ حرفای نگفته خونه کردن تو صداش!
اسی تیغ زن دختر ِ در به در ِ بند ِ غمه!
انفرادی رفتنش مثل ِ نفس دم به دمه!
اسی تن نمی ده به حصار ِ سرد ِ میله ها!
می دونه بیرون ِ زندون ام براش جهنمه!
اسی تیغ زن حرفاش ُ با لب ِ بسته می زنه!
اسی تیغ زن قرق ِ زندون ِ شهرُ می شکنه!
دختر ِ یاغی ِ قصه واسه من غریبه نیست!
اونم از دیوارا خسته س، اسی ام مثل ِ منه!
اسی تیغ زن همیشه می خنده اما خنده هاش،فرقی با گریه نداره!
بس که غمگینه نگاش!همیشه صد تا کبوتر تو چشاش زندونی ان،
بغض ِ حرفای نگفته خونه کردن تو صداش!● (یغما گلروبی)
پ.ن:اگر اینجا هنوز اسمش ستیغ بود یحتمل (مصدرباب افتعال) یک بنده خدایی بنام اسی تیغ زن عاشقم میشد و به خاطرمسایل ناموسی هم که شده چندباری پایش به زندان میکشید و مثل این فیلم فارسی های مضحک من فحشش میدادم که اسی تورو ارواح خاک بابات به خاطر این بچه های قدونیم قدت کوتاه بیا و مابقی
...

Labels:

|

Friday, May 11, 2007

در آغوش هم
در این دایره ی بی پایان
من امتداد توام
یا تو امتداد منی
شمس لنگرودی

|

Tuesday, May 08, 2007

خدایا کاش ایرانسل را نمی آفریدی.که هرروز یک صفحه از روزنامه را به خودش اختصاص دهد.و هی مزایای جدید بدهد و هی بخواهند مردم را اسکل کنند که بیایند بخرند و هی نرخش گران باشد و هی مردمی که اسکل شده اند به خودشان بیایند و بخواهند بفروشنش و نتوانند.و هی دوباره توی روزنامه یک سری چیز دیگر بنویسند که مردم را گول بزنند.خدایا ملت این دردشونو به کی بگن ؟
و ناگهان ندا آمد:ایرانسلیون ایرانسلیون ایرانسلیون هم الفلاحون و هم البهشتیون ولاغیر.

Labels:

|

Sunday, May 06, 2007

تست روانشناسی:
انگشت سبابه تونو بلند کنید.به دهانتان نزدیک کنید.با اب دهانتان خیسش کنید.درش بیارید.و نگاهش کنید.اگه همه این کارهایی رو که گفتم به دقت انجام دهید باید این نوید رو بهتون بدهم که خیلی ادم احمق و شاسکول و بیکاری هستید که این وبلاگ رو میخونید و حرفهای منو جدی میگیرید.

|

Tuesday, May 01, 2007

بمجنون کسی گفت کای نیک پی
چه بودت که دیگرنیائی بحی؟
مگردرسرت شورلیلی نماند؟
خیالت دگرگشت و میلی نماند؟
چو بشنید بیچاره بگریست زار
که ای خواجه دستم ز دامن بدار
مراخوددلی دردمندست ریش
تو نیزم نمک برجراحت مریش
نه دوری دلیل صبوری بود
که بسیار دوری ضروری بود
بگفت ای وفادار فرخنده خوی
پیامی که داری بلیلی بگو
بگفتا مبرنام من پیش دوست
که حیفست نام من آنجا که اوست!
بوستان سعدی ـ حکایت لیلی و مجنون ـ
پ.ن:خیال نکن نباشی بدون تو میمیرم
گفته بودم عاشقم غلط کنم فلان چی بخورم حرفمو پس بگیرم
پ.ن:شعرم می اید.نه به گمانم هجوم می اید.درست که نگاه میکنم به پستم ، دورجناب سعدی جان چرتم می اید.تا می اید موتور این وبلاگ کمی تندتر بچرخد یک برنامه سفری جور میشود ومن رفتنی میشوم.سرانگشتی که حساب میکنم توی این چهل روز سال جدید بیست و چهار ـ پنج روزش را در مسافرت بوده ام.

Labels:

|